نمی دونم ولی حس غریبیه وقتی دانشگاهم با خودم میگم کاش خونه بودم خسته شدم از این همه
درس خوندن ولی وقتی خونه میام اولین روز که می گذره دومین روز دلم واسه کلاسمون تنگ میشه
ودلم می خواد دانشگاه بودم از نظر من بهترین کلاس رو داریم شکر خدا ترم اول هم گذشت بچه های
کلاسمون درس خون بودند و فک کنم معدل کلاس از۱۸.۵ کم نباشه ترم اول که به خوبی و خوشی
گذشت ترم دوم شروع شد ولی خداییش تمام بچه ها اهل پیچوندن هستند کلاس ها شروع نشده
تعطیل کردیم و این نشون میده همه با هم هماهنگ هستیم دلم برای همه چیز کلاس تنگ شده واسه
خنده ها واسه ضد حال زدنا واسه درس نخوندنا واسه وقتای که از دست هم عصبانی می شدیم واسه
پیچوندنا واسه خیلی چیزای دیگه یه چیز دیگه ولی خداییش برامون احترامی قائل نشدند چون به قول
خودشون ماها اولین دوره بودیم که مصاحبه شده و وارد این دانشگاه شدیم نه جشنی نه جوایزی نه
تجلیلی ....خبری نشد همون کیف رو هم بهمون ندادم ولی من به استاد اقلیما شکایت اینو می کنم !
برای تک تک بچه های کلاسمون آرزوی موفقیت تو تمام مراحل زندگیشون را دارم
ان شاالله همگی باهم روزی برسه که جشن فارغ التحصیلیمون رو بگیریم
به امید موفقیت همه
در پناه حق
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ ساعت 13:21 توسط كريم ايران زاد
|